بهشت یک سرباز!

معایب: تا حدی نیاز به آشنایی با مجموعه به ویژه MGS3 دارد و تازه واردان ممکن است کمی سردرگم شوند.

رویایی به نام صلح

داستان PW پس از ماجراهای بازی Portable ops (po) و در اواسط دهه ی 70 قرن گذشته اتفاق می افتد. بازی از نظر روایت داستانی ارتباط تنگاتنگ با MGS3 دارد و شاید اگر در تمام بازی بتوان یک ایراد مهم پیدا کرد همین است که برای تازه واردان بهدنیای مثال گیر، بازی نقطه ای آغاز چندان مناسبی نیست. البته دموها و فلش بک های بسیاری، داستان به یاد ماندنی MGS3 را به خوبی یادآوری می کنند و در عین حال ارتباط های داستانی متعدد و مختلف بازی با سایر آثار مجموعه، برای طرفداران سری طعمی شیرین تر از عسل دارد!
10 سال پس از رویدادهای عملیات Snake Enter که در شوروی سابق رخ داد و چند سالی پس از ماجراهای PO، اسنیک که هنوز عنوان Big Boss را قلباً قبول نکرده به همراه ارتش کوچک خود، نیرویی کوچک اما بسیار موثر خلق می کند. اولین ارتش خصوصی دنیا، "ارتش بدون مرز" (MDF مخفف Militaires Sans Frontieres). ارتش کوچک اسنیک به زودی ماموریتی جدید خواهد داشت آن هم در کشور کاستاریکا در آمریکای مرکزی. کشوری که از خود ارتشی ندارد.
نیروهای سازمان جاسوسی آمریکا و شوروی، CIA و KGB، مخفیانه فعالیتهای مرموزی را آغاز کرده اند. کاستاریکای بدون ارتش هم نمی تواند دخالتی مؤثر بکند و پس از ماجراهای خلیج خوک ها و بحران موشکی کوبا، منطقه ی آمریکای مرکزی تبدیل به خط مقدم جنگ سرد بلوک شرق و غرب شده و تنها جرقه ای کافی است تا جهان را در آتش جنگ هسته ای به تلی از خاکستر تبدیل کند.
دختری جوان به نام Paz (در زبان اسپانیای به معنای صلح)، دانشجوی دانشگاه تازه تاسیس صلح کاستاریکا به همراه استادش از طرف دولت کاستاریکا نزد اسنیک می آید تا به بحران رسیدگی و ارتش بدون مرز وی را استخدام کند. شاید اسنیک سربازی افسانه ای و «قوی ترین مبارز قرن بیستم» باشد؛ اما همه ی ما می دانیم که قلبی رئوف دارد و نمی تواند Paz و کشورش را که به تازگی از چنگال جنگ داخلی رهایی یافته اند، تنها بگذارد. ماموریت جدید MFS شروع می شود. حق الزحمه ی اسنیک و نیروهایش نیز، یک سکوی پژوهشی دریایی است که تبدیل می شود به مقر عملیاتی ارتش بدون مرز: "مقر مادر" یا همان گونه که در آینده ای نه چندان دور شهرت پیدا خواهد کرد، Outer Heaven!
کوجیما در این بازی هم بار دیگر داستانی فوق العاده آماده کرده است با شخصیتهایی به یادماندنی، غافل گیری های پیاپی، لحظه های دراماتیک و تاثیرگذار، بازی های سیاسی و اجتماعی ملموس و واقعی و پایانی که باز هم به قلب و روح ما چنگ خواهد زد و اگر این بار هم اشک در چشم تان حلقه زد، تعجب نکنید.
در بین هزاران اثر هنری که هر ساله خلق می شوند، تعداد اندکی هستند که در شاخص های کیفیت از سایر آثار جدا بوده و برتری های چشمگیری دارند. دنیای هنر هشتم بازی های رایانه ای نیز از این قضیه مستثنا نیست و از بین صدها کاری که به بازار عرضه می شوند، تنها تعداد اندکی واقعاً لایق آن هستند که در گروه آثار درجه یک و متفاوت قرار گیرند. کاری که افتخار دارم در این مقاله به همراه شما آن را نقد و بررسی کنم بدون شک یکی از این آثار شاخص و نادر است که Peace Walker بی گمان یکی از بهترین بازی های امسال خواهد بود. البته اصلا هم جای تعجب نیست. آیا کسی هست که خود را بازیباز بداند و نام "هیدئو کوجیما" به گوشش نخورده باشد؟ یا با مجموعه بازی های Metal Gear آشنا نباشد؟
شاید در پاسخ بگویید peace walker (PW) برای یک کنسول دستی عرضه شده و حتما مثل خیلی از آثار جانبی (off-spin) سری MGS نمی تواند چندان جالب باشد و کوجیما هم که معمولاً در این گونه آثار نقش چندان پررنگی ندارد.
اکنون من در پاسخ می گویم PW برای یک کنسول دستی ساده ساخته نشده، این اثری است برای PSP ، معجزه ی تکنولوژی قرن 21 که هنوز هم پس از گذشت 6 سال از آغاز به کارش چنان همه ی ما و حتی سازندگانش را شگفت زده می کند که انگار این دوست کوچک و یار جدانشدنی ما، پتانسیلی بی پایان دارد! همچنین باید اضافه کنم که این بازی اگرچه یک اثر شماره دار مجموعه MGS نیست؛ اما مشابه یا حتی برتر از MGS4 باشد؛ شاهکار بی رقیب که در زمان انتشارش صنعت بازی ها ی کامپیوتری را به لرزه درآورد. ضمنا در پروژه PW، کوجیما مثل سایر عنوان های جانبی سری تنها تهیه کننده یا مثلا ناظر مالی نیست او تهیه کننده، نویسنده و کارگردان بازی است. پروژه ی مخفی کوجیما نتیجه ی درخشان داشته و بسیاری می پرسند: چرا این بازی MGS5 نامگذاری نشده است؟

از این پس به من بگویید، Boss Big!

یکی از دلایل اصلی موفقیت MG4، بدون شک گیم پلی آن بود چرا که کوجیما و همکارانش نظر میلیون ها طرفدار MGS در دنیا برایشان اهمیت دارد. به همین دلیل است که PW تقریبا تمام مشکل های Po را تبدیل به نقاط قوت کرده و گیم پلی آن روان، لذت بخش شده است.
PW از نظر گیم پلی به دو بخش اصلی ماموریت ها و مقر مادر تبدیل شده می شود. بخش مقر مادر (Mother Base)، بی شباهت به بخش مدیریت منابع بازی های استراتژی نیست، با این تفاوت که منبع اصلی شما انسان ها، یا همان سربازان تان هستند. این بخش بی نهایت پیچیده و مفصل اما در عین حال سرگرم کننده است و عمق آن باعث سردرگمی و دشواری نمی شود.
در طول بازی سربازان مختلفی به شما می پیوندند (اختیاری یا هوایی ... یعنی اجباری)، هر فردی نیز در بخش های مختلفی مثل مبارزه، مهندسی، آشپزی، درمانی یا جاسوسی مهارت دارد. با تخصیص این نیروها به بخش های مختلف، مقر مادر درآمد پیدا می کند؛ در بخش مهندسی سلاح ها و لوازم جدید ساخته می شود؛ روحیه افراد با غذای بهتر بالا می رود؛ مجروح ها و بیماران با موفقیت درمان می شوند و نیروهای اطلاعاتی برای کشف نقاط قوت و ضعف دشمن فعالیت می کنند.
به علاوه شما می توانید نیروها و ادوات جنگی مثل تانک، هلی کوپتر و ... را در گروه های مختلف، برای کسب شهرت و درآمد به ماموریت بفرستید؛ از علاقه مندان ورود به MFS امتحان ورودی بگیرید؛ برای دوستان سلاح، تجهیزات و نیرو بفرستید یا هدیه بگیرید و حتی در اواخر بازی Metal Gear شخصی خود را بسازید.
نکته ی جالب این بخش این است که اگر به هر دلیل حوصله اش را نداشتید و خواستید بیشتر روی ماموریت ها تمرکز کنید به راحتی و با فشار یک دکمه تمام این کارها به صورت خودکار انجام می شود، اگرچه جذابیت فرمانده ی افسانه ای یک ارتش بدون مرز بودن چیزی است که به سختی می توان از آن چشم پوشید.
بخش اصلی دیگر گیم پلی، ماموریت ها شامل ماموریت های داستانی و ماموریت های جانبی است. ماموریت های جانبی که تعداد آنها به بیش از 120 عدد می رسد، در واقع مناسب ترین بخش برای گیم پلی در حال حرکت و دستی هستند، به 3 دلیل: کوتاه،سریع و کم حجم. همچنین این ماموریت ها منبع اصلی به دست آوردن نیروهای جدید و ادوات سنگین مثل تانک و هلیکوپتر هستند. شباهتی جالب بین این بخش و بخش معروف "ماموریت های VR" در سری MGS وجود برخی ماموریت ها همان حالت جنون آمیز اما سرگرم کننده را دارند. طبیعتاً بخش اصلی گیم پلی، ماموریت های داستانی هستند. این بخش در کل همه بازی به صورت قسمت های نسبتاً کوچکی از نقشه تقسیم بندی شده که در واقع همان حالت کلاسیک بازی های MGS است، اما در مقیاس کوچک تر که طبیعت بازی های MGS است، اما در مقیاس کوچک تر که طبیعت یک کنسول دستی است. ماموریت های داستانی تنوع زیادی دارند و عناصری مثل مخفی کاری، مبارزه های مستقیم و مبارزه با باس های عظیم و به یاد ماندنی، تنها بخشی از آن هاست. البته بازی شما را ترغیب می کند بیشتر ماموریت ها را به صورت مخفی کاری و با استراتژی و برنامه ریزی تمام کنید؛ اما اگر هم خواستید تفنگ به دست، شلیک کنان راه تان را میان دشمن باز کنید؛ بازی خیلی هم به شما سخت نخواهد گرفت.
در تمام قسمت ها کنترل بازی تا حد زیادی مناسب و قابل دسترس است. کنترل بازی شباهت زیادی به سایر بازی های مجموعه به خصوص MGS4 دارد. در همان ابتدا می توانید سبک کنترل مورد علاقه ی خود را انتخاب کنید تا شبیه به بازی های Monster Hunter، PO یا MGS4 باشد که شخصاً اعتقاد دارم نوع آخر از همه موفق تر است. در این حالت حرکت اسنیک با آنالوگ و حرکت دوربین با دکمه های چهارگانه ی جلویی انجام می شود. انتخاب سلاح و وسایل جانبی، تغییر حالت ایستادن و دکمه ی اکشن با کلیدهای جهت نما خواهد بود. با استفاده از دکمه های L و R وارد حالت تیراندازی می شود که کاملا مشابه MGS4 و دید شانه است، با قابلیت حرکت، شلیک و هدف گیری هم زمان که فوق العاده مؤثر و هیجان انگیز است. همچنین گفتیم در مقر مادر می توانید انواع سلاح ها را طراحی کرده و بسازید. تنوع این سلاح ها در نوع و طرز استفاده به راحتی 99 درصد شوترهای دیگر را شرم زده می کند!
از انواع سلاح های کمری، مسلسل های کوچک، سلاح های هجومی، تفنگ های تیراندازی، مسلسل های سنگین، راکت اندازها گرفته تا ده ها نوع نارنجک، مین، تله و دروبین ها و رادارها، همگی در انواع مختلف و مجهز به انواع شخصی سازی ها (انواع خشاب، دوربین، دست گیره و ...) در بازی دیده می شود. آیا می خواهید با روش مخفی کاری جلو بروید؟ پس سلاح کمری بیهوش کننده و یکی از تفنگ های تک تیرانداز مثل SVD روس را به همراه نارنجک های دودزا و فلج کننده همراه ببرید و از لباس مخفی کاری و دوربین دید در شب استفاده کنید. شاید هم می خواهید آتش و انفجار برای دشمنان به ارمغان ببرید؟ پس سلاح هجومی M16 مجهز به دوربین و نارنجک انداز را بردارید و از موشک انداز RPG-7 و زره سنگین به همراه نارنجکهای انفجاری و مین ضد تانک استفاده کنید.
این تنوع واقعاً رویایی است و تنها یک پرسش باقی می ماند: آیا کوجیما و همکارانش جادوگرند!!
این تنوع و آزادی عمل جذابیت بازی را دو چندان می کند و درجه سختی کاملاً متوازن باعث می شود، بازی هرگز آسان نباشد اما باعث شکنجه ی روحی نیز نشود. هرجا که احساس کردید بازی خیلی سخت شده، کمی تفکر و استراتژی مشکل ها را حل خواهد کرد. راه دیگری نیز وجود دارد: کمک خواستن از دوستان. pw یک تجربه ی کامل و مفصل از بازی چندنفره در اختیار شما قرار می دهد. تقریبا تمام ماموریت های اصلی و جانبی را می توان به صورت 2 نفره و با استفاده از شبکه ی محلی Hoc-Ad بازی کرد. به علاوه مبارزه با باس ها را می توان حتی 4 نفره نیز تجربه کرد. بازی چند نفره بسیار لذت بخش و تازه است و انواع سلاح ها، تکنیک ها و استراتژی های مخصوص این حالت، آن را بسیار زیبا می کنند. همچنین می توان حالت چند نفره را در فرم های کلاسیک آثار شوتر مثل Territory,Team DM,Death Match و ... نیز تجربه کرد. حالت چند نفره در تمام فرم هایش نیز سریع و نرم و بدون افت سرعت فریم محسوس انجام می شود که واقعاً شگفت انگیز است.
با بیش از 25 ساعت بخش داستانی و حدود 50 ساعت برای تکمیل همه ماموریت ها، PW در نهایت شگفتی، گوی سبقت را از برادران کنسولی اش ربوده و طولانی ترین، مفصل ترین و کامل ترین MGS تاریخ است.

کوجیما و معجزه ی جیبی

بازی های سری MGS، علاوه بر داستان های به یادماندنی و گیم پلی جذاب در استفاده از بهترین و آخرین امکانات دیداری و شنیداری هم معروف هستند؛ PW نیز از این قاعده مستثنا نیست. واقعاً تصورش دشوار است اما این بازی کمتر از 1/5 گیگابایت حجم دارد اما به اندازه ی یک Rey-Blue محتوا درون آن گنجانده شده است.
تقریباً تمام شخصیت های اصلی بازی دارای مدل سه بعدی بی نظیر و بسیار پیشرفته ای هستند. تک تک سلاح های بازی در انواع مختلف حالت ها و لوازم جانبی، ساخته شده اند. بیشتر محیط های بازی کوچک اند؛ اما جزییات عالی و بی نظیری دارند. افکت هایی مثل نور، آب، و انفجار واقعاً خیره کننده هستند. (محیطهای بزرگ تر و دشمنان چند ده متری حتی شگفت انگیزتر هستند).
دموهای بازی در حالت زنده و با استفاده از موتور خود بازی چیزی از دیگر بازی ها کم ندارند؛ ولی اکثر آنها به سبک کامیک استریپی هستند که البته بسیار هم زیبا و تاثیرگذار کار شده اند؛ اگرچه گاهی بیش از حد سورئال و غیرطبیعی می شوند.
بخش صدای بازی با در نظر گرفتن حجم محدود آن،شگفتی ما را بیشتر می کند. اگر در زمان استفاده از بازی آن را روی حافظه ی خود نصب کنید، نزدیک به 1 گیگابایت حجم اضافی خواهید داشت که باز شده ی فایل های صوتی فشرده ی بازی است. به این ترتیب تمام صحنه های بازی و تمامی بخش Codec (بی سیم) صدا ودوبله دارد. در بازی بیش از 15 ساعت متن صداگذاری شده وجود دارد که باورنکردنی است و همه نیز توسط صداپیشگان معتبر و متبحر انجام شده که بسیاری نیز در نقش های کلاسیک خود در سری MGS انجام وظیفه کرده اند. موسیقی بازی نیز بسیار متنوع و حرفه ای است. از همان دموی ابتدایی تا تیتراژ پایانی، در ماموریت ها، در دموها و حتی آهنگ هایی که در واکمن مجازی بازی می توانید به آن ها گوش کنید، همه شنیدنی و تاثیرگذارند. ترکیب این موسیقی بسیار زیبا، دوبله ی عالی، افکت های صوتی مناسب و گرافیک دیدنی، باعث شده اند PW ، پا را فراتر از محدودیت های کنسول های دستی بگذارد.
peace walker:MGS یکی از کامل ترین، مفصل ترین، زیباترین و به یادماندنی ترین آثار دهه ی اخیر است و استانداردهایی بنا نهاده که شاید تنها خود کوجیما و تیمش بتوانند روزی آن ها را بشکنند. از جمله این موردها پایان دروغین بازی و پایان واقعی در فصل بعدی داستان است که نشان می دهد تحسین این دیوانه ی نابغه، بی دلیل نیست.
منبع: بازی رایانه (ش38)

/ 0 نظر / 31 بازدید