بازی شوخی با قوانین نیوتن

Just Caus یکی از آن بازی ها است که با کمی تغییر و نوآوری در فرمول GTA توانست طرفدارانی برای خود دست و پا کند، پس از 4 سال Avalanche Studios در کنار Eidos Int. گامی نه چندان بلند برداشته اند و قسمت دوم را بهتر از قسمت اول منتشر کرده اند اما به دلایلی که ذکر خواهد شد تا یک بازی کامل هنوز فاصله دارد.
ریکورُدریگز (Rico Rodriguez) این بار در جنوب شرقی آسیا و در جزیره Panau باید سر از کارهای مزدوران درآورد. آن ها تسلیحات ویژه ای تدارک دیده اند تا جهان را درگیر جنگ جدیدی کنند. داستان بازی خطی، گاه پر ایراد و تنها بهانه ای برای شروع ماجراجویی ها است. رابطه میان شخصیت ها که وظیفه ی هدایت داستان را در صحنه های نمایشی به عهده دارند، سرد، بی روح، کسل کننده و بدور از واقعیت است و انتظار می رفت این موضوع نسبت به نسخه ی ابتدایی رشد پیدا کند.
هسته ی اصلی گیم پلی در واقع همان ایده ی تکمیل شده و بهینه شده ی نسخه ی اول است که تغییراتی داشته است. یک اکشن هیجان انگیز عوام پسند با چاشنی تعقیب و گریز، استفاده از وسایل نقلیه، بدل کاری های خارج از تصور و آتش بازی های بسیار زیبایی که Chaos نامیده می شوند هسته ی اصلی گیم پلی را تشکیل می دهند. بدل کاری ها این بار تخیلی تر و عجیب تر شده اند مثل استفاده از چتر نجات در کمترین ارتفاع یا بالا رفتن از کوه به صورت پیاده آن هم با شیب تند! به عبارتی در این بازی قوانین نیوتن از جمله جاذبه وجود ندارد. البته کل حرکت های ریکو غیرمنطقی است و Just Cause2 قرار است با همین غیر منطقی بودن شما را سرگرم کند. در کنار تمام این نکات وجود قلاب (Grappling Hook) به عنوان مهم ترین توانایی ریکو مکانیسم های جالب و سرگرم کننده ای در بازی ایجاد کرده است. این قلاب که حتی می توان آن را بهترین قلاب در تمام بازی های تاریخ دانست (حتی بهتر از تارهای مرد عنکبوتی!) توانایی های بسیاری در اختیار ریکو قرار می دهد و با استفاده از آن می توان هر چیزی را از یک بشکه تا یک جت در حال پرواز را گرفت و بدلکاری ها را دیوانه تر انجام داد.
در قسمت جدید به کمک قلاب و پیشرفت هایی که در حرکات بدلکاری ایجاد شده و حضور تعداد زیادی وسایل نقلیه زمینی، هوایی، دریایی دست شما برای انجام حرکت های عجیب و غریب باز است تا جایی که خلاقیت شما را نیز به چالش می کشد.

حرکت های بدلکاری در آسمان و گرفتن هلیکوپتر و هواپیما و همراهی آن با مکانیسم QTE همچنین تیراندازی هنگام انجام بدلکاری جذابیت خاصی در بازی ایجاد کرده است.
خوشبختانه تعداد وسایل نقلیه قابل استفاده نسبت به نسخه ی اول افزایش یافته است و در محیط بزرگ بازی تعداد بیشماری خودرو، هلیکوپتر، قایق، هواپیما، موتور و ... وجود دارد که نکته مثبت در مورد آن ها علاوه بر تعدادشان، کنترل خوب است. اما بخش دیگری که مورد توجه بسیاری از بازیبازها قرار گرفته مکانیسم Chaos در منطقه است (در این حالت باید منطقه را آتش باران کنید و پس از این کار امتیازهایی به شما داده می شود). این کار به لطف فیزیک خوب (تقریباً همه چیز قابلیت تخریب پذیری و انفجار را دارد) و داشتن سلاح های مخصوص انجام پذیر است و می توانید آتش بازی بسیار زیبایی در منطقه ایجاد کنید.
نکته دیگر محیط واقعاً بزرگ و متنوع بازی است که به راستی زیبا و پر از جزییات است. لوکیشن ها چشم نواز هستند و با توجه به وسعت بازی لوکیشن های مختلفی از جنگل گرفته تا کوه های سر به فلک کشیده پر برف را در آن می بینید.
با تمام نکات جالبی که Just Cause2 در خود جای داده (در صفحه قبل عنوان شد)، پس باید با یک بازی عالی روبرو باشیم، اما چرا این بازی نمی تواند خود را به عنوان یکی از موفق ترین بازی های Sandbox معرفی کند؟
Just Cause2 بسیار دقیق بر اساس فرمول استاندارد بازی های Sandbox طراحی شده اما مهم ترین و کارآمدترین قابلیت بازی یعنی قلاب ریکو این فرمول را بهم می زند. قابلیت های قلاب ریکو نه تنها باعث آسان شدن بازی می شود بلکه بسیاری از بخش هایی را که در طراحی مرحله ها برای به چالش کشیدن بازیباز ایجاد شده بی اثر می کند.
به عنوان مثال برای عبور از یک موقعیت خطرناک و یا بالا رفتن از یک ساختمان این قلاب است که شما را به راحتی به مقصد می رساند. حتی در مبارزه ها استفاده از قلاب و اشیای اطراف چالش مبارزه با اسلحه ها را بی معنی می کند.
هر چندکه شوتینگ بازی هم خوب نیست و سیستم بسیار بد هدفگیری (Aiming) گاه مجبورتان می کند که به تیراندازی های کورکورانه رو بیاورید (البته سیستم هدفگیری در مورد قلاب و بدلکاری ها بسیار خوب عمل می کند). در یک کلام می توان گفت که طراحی مرحله های بازی برای مکانیسم های قلاب مناسب نیست و با هم جور نیستند. از طرف دیگر با این که تعداد ماموریت های اصلی و فرعی بسیار زیاد و برخی از آن ها واقعاً جذاب هستند؛ اما وجود ماموریت های فرعی بسیار زیاد تکراری و بی هدف گاه، و اجبار شما برای انجام آن ها بازی را خسته کننده می کند (بعضاً برای رسیدن به یک ماموریت اصلی باید ده ها ماموریت جانبی را طی کنید). مشکل دیگر نبود تعادل میان بخش اکشن و دیگر قسمت های بازی گاه تعادل محیط ها را بر هم می زند. مثلاً کافی است کمی از محدوده ای که در آن آتش بازی به پا کرده اید فاصله بگیرد؛ می بینید رفتار دشمنان و NPC ها به گونه ای است که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. گاهی خلاف همین مسأله رخ می دهد و یک منطقه ساکت و خلوت در چند ثانیه تبدیل به جهنم می شود!
در نهایت Just Cause2 عنوانی است که از نظر ماموریت ها و ماجراهای داستانی نمی تواند به پای بازی های بزرگ Sandbox برسد اما با آزادی عمل بالایی که در اختیار شما قرار می دهد می تواند لحظاتی را برای شما ایجاد کند تا به انجام بدلکاری های عجیب و غریب سرگرم شوید.

قلابی برای تمامی فصول

احتمالاً تا به حال Grappling Hook را در بازی های دیگر نظیر Bionic Commando یا مرد عنکبوتی دیده اید. در هر دو عنوان اغراق بسیاری وجود دارد اما بیشترین اغراق را در JC2 می توان دید که شاید نمونه آن در بازی دیگری یافت نشود. در حالی که در عنوان های دیگر علاوه بر محدودیت استفاده بسیاری از کارها امکان پذیر نیست در JC2 از قلاب برای گرفتن در سطحی و هر شیئی استفاده می شود و محدودیت چندانی هم برای آن وجود ندارد. این ویژگی مثل شمشیر دو لبه در گیم پلی بازی ایفای نقش کرده است. از یک طرف امکان خلق صحنه های بدلکاری عجیب و غریب در اختیار بازیباز قرار گرفته (کشیدن دشمنان و پرتاب آن ها به این سو و آن سو، گرفتن اجسام و بالا رفتن از یک برج، کوه، ساختمان و ...) و از طرف دیگر بسیاری از چالش های بازی را بی معنی کرده است.
این قلاب گاهی آن قدر باعث راحتی حرکات می شود که بخش Fun بازی را تقویت می کند؛ مثلاً هنگام پرش از هواپیما و موقعی که به زمین می رسید، کافی است قلاب را به سمت زمین رها کنید، با این که سرعت شما در نتیجه برخورد قلاب زیاد می شود ولی به راحتی از چندین هزار پا ارتفاع به سلامت به زمین می رسید!!

نیش عقرب

گرافیک بازی با این که در مواقعی نقص دارد اما در کل زیبا و جذاب است. گرافیک در شب اصلاً جالب نیست ولی در روز زیبا و پر جزییات است. بعضی از بافت ها کیفیت چندانی ندارند ولی در عوض وسعت دید بازی کم نظیر است. اوج زیبایی دیداری در پرش از هواپیما و دیدن مناظر از ارتفاع و مشاهده طراحی بسیار زیبای آن ها است.
فیزیک بازی خوب کار شده اما مانند دیگر المان های بازی تعادل لازم را ندارد. به همان حد که فیزیک اجسام خوب کار شده، در عوض فیزیک دشمنان بد طراحی شده و ایرادهای بسیاری بر آن وارد است. مثلاً به راحتی و بدون کوچک ترین تلاشی تسلیم قلاب جادویی شما می شوند. هوش مصنوعی بازی نیز در سطح پایینی قرار دارد و خیلی کم پیش می آید که بازی را به خاطر تیراندازی دشمنان از دست بدهید! مشکل های ناشی از تجمع بیش از حد واحدهای دشمن در یک نقطه ی خاص باعث می شود بتوانید همه را به سادگی از بین ببرید. نکته ی منفی دیگری که یادگار نسخه اول است، صحنه های سینمایی (Cut Scene) است که چندان خوب کار نشده و متاسفانه رابط خوبی برای پیشبرد داستان نیست و ایرادهای بسیاری در آن وجود دارد. انیمیشن ها نیز متعادل نیستند و در صحنه های بدلکاری عالی و در دیگر صحنه ها ضعیف کار شده اند. نحوه ی دویدن شخصیت ها ساختگی و پر ایراد است و در نقطه ی مقابل حرکت های ریکو در آسمان و انجام حرکت های بدلکاری خوب کار شده است. در مورد موسیقی و جلوه های صوتی باید گفت باز هم تعادل خوبی وجود ندارد! صداگذاری و دیالوگ ها فوق العاده پر ایراد هستند ودر عوض جلوه های صوتی مناسب طراحی شده اند.

نمایشگاه خودرو

راندن وسایل نقلیه در JC2 کامل نیست و بیشتر شبیه به GTAIV است اما اگر کمی المان های واقع گرایانه JC افزایش می یافت از این نظر می توانست همرده با GTAVI قرار گیرد. شاید کمی هندلینگ و فیزیک خودروها جالب نباشد؛ اما در نقطه مقابل JC2 از نظر تعداد وسیله های نقلیه (هر چند غیرواقعی) از عنوان محبوب Rock Star پیشی می گیرد.
منبع: نشریه بازی رایانه شماره 35

/ 0 نظر / 34 بازدید