پایان انتقام خونین

حتی جدا شدن افراد با استعدادی چون دیوید جف (David Jaffe) و کُری بارلاگ (Cory B arlog) به کیفیت بازی صدمه ای نزده و استیگ آسموسن (Stig Asmussen) به شایستگی هر چه تمام تر توانست این سه گانه را به پایان برساند.
غرق شدن در خشم و کشتار پیامدی جز از دست دادن همسر و فرزند برای کریتوس به همراه ندارد. پس از این حادثه او وارد ماجرایی خطرناک و پر کشاکش می شود که در یک سوی آن خدایان المپ و در سمت دیگر تایتان ها قرار دارند. داستان بازی دقیقاً از جایی که GoW2 به اتمام رسیده بود، شروع می شود. خشم و کینه جویی همچنان در وجود شبح اسپار تا شعله می کشد و او همراه گایا و سایر تایتان ها بی صبرانه برای رودررو شدن با زیئوس در بلندترین نقطه کوه المپ لحظه شماری می کند. در سه گانه GoW، مطمئناً GoW3 بهترین آغاز را دارد. شروعی طوفانی و گیرا که می توان آن را بهترین میراثی دانست که قسمت دوم بازی برای GoW بر جای گذاشته است. شبح اسپارتا مانند همیشه شخصیتی سرکش دارد که به هیچ چیز جز انتقام نمی اندیشد و در این بین همه چیز را از بین می برد. در واقع ما با همان شخصیتی روبرو هستیم که انتظارش را می کشیدیم؛ اما تغییر رفتار سرکشانه کریتوس در مقطعی از بازی تا حدی عجیب به نظر می رسد. کما این که بازی دارای پایانی بسیار عجیب تر است که بازیباز را تا حدی سردرگم می کند. در طول بازی پاسخ برخی پرسش ها داده نمی شود. مثلاً در همان اوایل بازی، بازیباز متوجه می شود که آثینا (Athena) با این که در شماره قبلی مرده، نظاره گر کارهای کریتوس است و از وی می خواهد زیئوس و دیگر خدایان را از بین ببرد. دلیل بازگشت آثینا دقیقاً مشخص نمی شود. از سوی دیگر مشخص نیست؛ چرا اهداف او این چنین تغییر کرده است. در قسمت دوم آثینا به این دلیل خود را در مقابل زیئوس قرار می دهد که چرخه پدر و پسرکشی بین خدایان به اتمام برسد؛ اما در این جا ناگهان طرفدار از بین بردن خدایان می شود. مشکل این است که بازیباز نمی تواند با بعضی از بخش های داستان به خوبی ارتباط برقرار کند.
اگر از این مشکل های جزیی بگذریم، داستان بازی جذاب است و بهترین نکته آن روایت عالی و بی نقصش است. برای اولین بار در صحنه های سینمایی (Cutscene) بازی روایت های کامیک گونه استفاده شده که باعث جذاب تر شدن روایت بازی شده است. البته تمامی صحنه های سینمایی توسط موتور بازی ساخته و پرداخته شده است (در این بین بعضی از آن ها هم زمان و بعضی از پیش رندر شده اند) و تنها زمانی که یکی از شخصیت ها ماجرای پیش از رخدادهای شماره سوم را روایت می کند، سکانس مربوطه کامیک گونه می شود. با توجه به این که سازندگان علاقه ای به صحنه های سینمایی فراوان برای روایت داستانی نداشته اند، در طول بازی دست نوشته هایی روی زمین قرار داده اند که با برداشتن آن ها می توانید از جنبه های پیچیده داستان آگاه شوید.
GoW1 استانداردهای جدیدی را در سبک H&S به وجود آورد که هنوز هم می توان آن ها را در بسیاری از بازی ها مشاهده کرد. حتی برخی عناوین مثل Dante's Inferno سعی داشتند دقیقاً از چنین فرمولی استفاده کنند؛ بی آن که بدانند تنها یک سیستم مبارزه خوب کارساز نیست و این طراحی مراحل بی نظیر سری GoW است که باعث شهرت آن شده است.
طراحی مراحل GoW3 بین تمامی بازی های H&S مثال زدنی است و شاید تنها Darksiders را بتوان در این زمینه رقیبی شایسته برای GoW دانست. تنها اشکال GoW3 در این بخش این است که پس از مبارزه با پوسایدن بازی به مدت 1 ساعت جذابیت خود را از دست می دهد و تقریباً از شروع ساعت دوم دوباره به فرمول موفق خود باز می گردد.
سیستم مبارزه های بازی همچنان عالی و بی نقص است که البته کامل تر هم شده و بازیباز از تک تک مبارزه ها لذت می برد. ضربه ها و فنون دو شماره قبلی در این شماره هم وجود دارند و علاوه بر این تعدادی فنون جدید هم به بازی اضافه شده است. استفاده از صحنه های آهسته هنگام انجام برخی Finisher ها یا مبارزه با باس ها از دیگر عامل هایی است که باعث جذابیت یا بهتر بگوییم حماسی شدن بازی شده است.
سیستم تعویض سلاح در بازی های H&S همیشه یکی از بزرگ ترین مشکل ها به حساب می آید و مطمئناً تعویض سلاح هنگام یک مبارزه برای هیچ بازیبازی جذاب نیست. بعضی عناوین چون Ninja Gaiden از تعویض سلاح با تاخیر و برخی مانند سری GoW از تعویض سلاح بی درنگ استفاده می کنند؛ با این حال هیچ کدام از این دو سیستم برای بازیبازها جذاب نیستند و آن ها ترجیح می دهند از اول تا آخر بازی از یک نوع سیستم مبارزه و سلاح استفاده کنند. به جرأت می توان گفت GoW3 بهترین سیستم تعویض سلاح بین تمامی بازی H&S را دارد. سازندگان با هوشمندی هر چه تمام تر تعویض سلاح را به یک کامبو تبدیل کرده اند و همین عامل باعث شده سرعت مبارزه ها گرفته نشود و بازیباز با زدن دو کلید مخصوص، سلاح ها را با اجرای یک کامبو تعویض کند. شاید از نظر بسیاری از خوانندگانی که بازی را انجام نداده اند، این موضوع یک تغییر کوچک به شمار آید؛ اما مطمئناً کسانی که بازی را انجام داده اند، متوجه شده اند که همین تغییر کوچک چه قدر به جذابیت بازی کمک کرده است. این موضوع باعث شده بازیباز تا انتهای بازی از تمامی سلاح ها استفاده و با توجه به نوع دشمنان اسلحه خود را عوض کند. بزرگ ترین نکته اضافه شده به بازی آیتم های جدید و نوارِ مربوط به آن ها روی HUD است. این آیتم ها عبارتند از سر هلیوس، تیر و کمان آپولو و کفش های هرمس. خوشبختانه این آیتم ها نه تنها بر بخش پلتفرم بازی تاثیر می گذارند؛ بلکه در مبارزه ها هم می توان از آن ها استفاده کرد که بیش از پیش بر جذابیت بازی می افزاید. مثلاً کفش های هرمس علاوه بر این که به کریتوس اجازه می دهند از بعضی دیوارها بالا برود می توانندتعداد زیادی از دشمنان را به جهت های مختلف پرتاب کنند. سر هلیوس هم نه تنها باعث روشنی محیط می شود، بلکه در مبارزه با Siren ها نیز بسیار موثر است و بدون استفاده از این آیتم نمی توان آن ها را شکست داد.

کارآمدترین سلاح ها:

اسلحه اصلی کریتوس دراین شماره Blades of Exile است که توسط آثینا به او اهدا می شود. این اسلحه تفاوت خاصی با Blades of Athena در شماره پیشین ندارد و کریتوس از همان فنون و ضربه ها با اندکی تغییر استفاده می کند. علاوه بر فنونی که در شماره های پیشین وجود داشت؛ حرکت های جدیدی به بازی اضافه شده است. یکی از این حرکت ها Grappling Combo نام دارد که به کریتوس اجازه می دهد فنون ترکیبی بیشتر و طولانی تری روی دشمنانش اجرا کند. وی با انجام این حرکت می تواند دشمنان را هر قدر که می خواهد در هوا و زمین معلق نگه دارد. علاوه بر این سه سلاح دیگر به نام های Nemesis Whip، Claws of Hades و Nemean Cestus در اختیار کریتوس قرار می گیرند.
همانند شماره های پیشین جادو در بازی وجود دارد، با این تفاوت که این بار جادوها مربوط به سلاح های بازی می شود و هر سلاح جادوی ویژه ی خود را دارد. مثلاً با زدن جادوی Blades of Exile تعداد زیادی سپر جلوی کریتوس قرار می گیرد و او را از حمله دشمنان مصون نگه می دارد. قابلیت ارتقای اسلحه ها و آیتم ها در این شماره ها هم وجود دارد؛ با این تفاوت که علاوه بر افزایش قدرت سلاح ها و اضافه کردن فنون جدید بر جادوها هم تاثیر می گذارد. مثلاً با ارتقای Blades of Exile جادوی این سلاح هم قوی تر می شود و علاوه بر ایجاد سپرهای دفاعی، تیرهایی از آسمان بر سر دشمنان فرود می آید. بزرگ ترین پیشرفت سلاح ها نسبت به شماره های پیشین لذت بخش تر شدن کار با آن ها است. اگر GoW2 را بازی کرده باشید به یاد دارید که هیچ سلاحی به اندازه Blades of Athena لذت بخش نبود، به همین خاطر از سلاح های دیگر استفاده چندانی نمی شد. سازندگان به همین منظور تمامی سلاح های بازی را کاملاً مشابه Blades of Exile طراحی کرده اند و آن ها با زنجیر به دستان کریتوس متصل هستند.
این نکته مثبت به همراه فنون ترکیبی بسیار باعث می شود تمامی اسلحه ها تا پایان بازی استفاده شوند و مبارزه ها به هیچ وجه تکراری به نظر نرسند. در طول بازی دشمنان زیادی وجود دارد که هر کدام به وسیله اسلحه ها یا حتی آیتم های مختلف از بین خواهند رفت. علاوه بر این کریتوس این بار با تعداد بیشتری از دشمنان روبرو خواهد شد و در بعضی صحنه ها تا حدود 50 دشمن به یک باره به بازیباز حمله می کنند.
Blades of Exile و Claws of Hades بهترین سلاح ها برای دشمنان عادی و Nemean Cestus مناسب دشمن های قوی تر است. Nemean Cestus سلاحی است که در پایان مبارزه با یکی از باس های بازی به دست می آید و شباهت زیادی به Gauntlet of Zeus در Chains of Olympus دارد. این دستکش آهنی بر معماهای بازی هم تاثیرگذار است و تنها به عنوان یک سلاح از آن استفاده نمی شود. شاید در این بین Nemesis Whip اسلحه چندان جالبی به نظر نرسد. البته اگر کسی به کامبوهای بر روی هوا علاقه داشته باشد، مطمئناً می تواند از این سلاح لذت ببرد.
در کنار این چهار سلاح، Blade of Olympus از همان اوایل بازی در دسترس خواهد بود. البته بر خلاف شماره های پیشین این سلاح، به عنوان یکی از سلاح های اصلی استفاده نمی شود. در بازی نواری به نام The Rage of Sparta وجود دارد که با پر شدن آن کریتوس می تواند مدت زمان بیشتری از این سلاح استفاده کند. این سلاح در مبارزه با باس ها و دشمنان قوی بسیار موثر است.
همانند دو شماره قبلی، بازی از تعدادی معما و مانع های پلتفرمر تشکیل شده است. مانع های پلتفرمر بازی به لطف سر هلیوس و کفش های هرمس بسیار جذاب تر شده اند. اما معماهای بازی به اندازه کافی چالش برانگیز نیستند (به جز یک مورد) و بازیباز با معماهای آسانی روبرو می شود. از این لحاظ می توان گفت GoW3 نسبت به شماره پیشین خود پسرفت داشته است.
خوشبختانه معماهای بازی همانند DI توهین برانگیز و مبتدایانه طراحی نشده اند و با وجود ساده تر شدن، همچنان جذابیت خود را حفظ کرده اند. سازندگان در این شماره علاوه بر مبارزه ها، معماها و مانع های پلتفرمر، بخش جدید به بازی اضافه کرده اند که باعث افزایش تنوع بازی شده است. در این بخش بازیباز باید با بال های ایکاروس سبه پرواز درآید. طراحی این مرحله ها بسیار شبیه بازی های Shoot'Em Up کلاسیک است، با این تفاوت که کریتوس قابلیت شلیک به اطراف خود را ندارد! این بخش در اواخر بازی به اندازه کافی سخت می شود و بازیباز را به تلاش هر چه بیشتر وا می دارد.
مبارزه با باس های سری GoW همیشه یکی از بهترین و جذاب ترین بخش های این بازی بوده است. مبارزه با اِریس در شماره اول را بدون شک می توان یکی از بهترین باس فایت های تاریخ بازی های رایانه ای دانست. خوشبختانه سه شماره پیشین GoW دارای باس های بی نظیری بودند و حالا در GoW3 بهترین باس های سری را می توان دید. اگر به یاد داشته باشید شماره دوم به جز Colossus of Rhodes و مبارزه پایانی با زئوس عملاً باس فایت جذاب دیگری نداشت. با این وجود GoW دارای هفت باس فایت جذاب و منحصر به فرد است که بازیباز برای از بین بردن هر کدام از آن ها نیاز به استراتژی ویژه همان باس دارد. مبارزه با پوسایدن عالی و بسیار سینمایی کار شده و مبارزه با باس های دیگر همچون هِیدِس (Hades) هم واقعاً بی نظیر است.
GoW3 بیشترین تعداد باس را در چهار قسمت سری دارد و از این لحاظ نسبت به دیگر قسمت های GoW، برتر است. یکی از نکات مثبت GoW3 یا بهتر بگوییم سری GoW این است که مبارزه با باس های آن به مبارزه با یک باس در انتهای مرحله و از بین بردن وی در یک محیط کوچک خلاصه نمی شود. در بیشتر بازی های ویدئویی، بازیباز با رسیدن به اواخر مرحله مجبور است که با یک باس قوی مبارزه کند و محیط کوچک مبارزه با آن ها و نداشتن تنوع در از بین بردن شان باعث شدن اغلب باس فایت های بازی های اخیر بسیار تکراری و خسته کننده به نظر آید! با این وجود مبارزه با باس های GoW3 به چندین بخش تقسیم شده و بار دیگر طراحی مراحل عالی بازی را به رخ می کشاند. مثلاً مبارزه با پوسایدن چیزی در حدود 30 دقیقه به طول می انجامد و در عین حال به قدری فوق العاده کار شده است که بازیباز هیچ علاقه ای به پایان یافتن آن نشان نمی دهد. سه باس فایت آخر بازی به راستی عالی کار شده اند و مبارزه با یکی از آن ها (متاسفانه از لو دادن این بخش هم معذوریم اما به این اشاره می کنیم که کریتوس در این بخش با یکی از تایتان ها مبارزه می کند؛ حال خودتان تصور کنید مبارزه او با یک تایتان روی PS3 تا چه اندازه می تواند بی نظیر و جذاب باشد!) به قدری حماسی کار شده است که بازیباز را مبهوت خود می کند و لحظه های بی نظیری را برای وی رقم می زند. تمامی قسمت های GoW استانداردهای جدید گرافیکی را برای کنسول مورد استفاده خود رقم زدند. GoW1 در زمان عرضه اش بهترین گرافیک PS2 را به ارمغان آورد و تنها GoW2 توانست از لحاظ گرافیکی محدودیت های PS2 را کنار بزند. حتی Chains of Olympus در حال حاضر بهترین گرافیک GoW3 بسیاری انتظار عرضه یک بازی با گرافیک خارق العاده را داشتند؛ اما اولین تریلر بازی بسیار ناامید کننده بود، طوری که بسیاری به آن لقب GoW2.5 دادند. با این وجود سازندگان قول دادند گرافیک نهایی بسیار بهتر از تریلر بازی باشد. به مرور زمان گرافیک بازی در نمایش های مختلف بالا و بالاتر رفت تا جایی که GoW3 در حال حاضر خودش گرافیک ترین بازی PS3 است. یکی از نکات مثبت گرافیک این سری داشتن هر دو عنصر تکنیکی و هنری در کنار هم است. گرافیک هنری بازی واقعاً بی نظیر و GoW3 یکی از چشم نوازترین بازی های این نسل است.
محیط های بسیار بزرگ و طراحی دقیق آن ها در کنار Draw Distance بالا از نکات مثبت این بخش به حساب می آید. استفاده از رنگ بندی فوق العاده زنده و شفاف در کنار رنگ بندی سیاه و سفید به سبک Sin City در هنگام استفاده از جادوها جلای فوق العاده ای به بخش هنری بازی بخشیده است. با این وجود، گرافیک هنری بالا سرپوشی بر ضعف های تکنیکی بازی نیست و GoW3 از گرافیک تکنیکی فوق العاده بهره می برد. مدل کریتوس پر جزییات ترین مدل حاضر بازی های ویدئویی است. علاوه بر این رندر کردن این همه دشمن و تایتان های عظیم الجثه در سرعت فریمی بین 40 تا 60، دست کمی از معجزه ندارد. در کنار نورپردازی پویا و بسیار قوی، مدل سازی بی نظیر کریتوس و طراحی فوق العاده تایتان ها، بازی از تکنیک جدید به نام MLAA استفاده می کند.
این تکنیک پیش از این در بازی Saboteur استفاده شده است. این میزان AA تقریباً با16xAA در بازی های PC برابر است.
سازندگان همچنین از سیستم Gore جدیدی در بازی استفاده کرده اند که باعث طبیعی تر شدن بازی شده است. به جرأت می توان گفت بخش گرافیکی بازی تنها بخشی از بازی است که هیچ گونه ایرادی به آن وارد نیست و در برخی موارد از Uncharted2 هم پیشی می گیرد.
صداگذاری و آهنگ سازی بازی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. ترنس کارسون همانند شماره های پیشین به عنوان صدا پیشه کریتوس ایفای نقش کرده است. علاوه بر وی باقی صداپیشگان هم به بهترین شکل ممکن ایفای نقش کرده اند و یکی از بهترین صداگذاری ها را به ارمغان آورده اند. آهنگ سازی بازی توسط تیم 5 نفره جف رونا، جرارد مارینو، مایک ریگن، ران فیش و کریس ولاسکو انجام شده که از این بین به جز جف رونا همگی وظیفه آهنگ سازی شماره های قبلی سری را نیز بر عهده داشته اند. آهنگ های بازی بسیار زیبا و حماسی ساخته و به بهترین شکل ممکن تدوین شده اند و کاملاً با جو و محیط مراحل بازی همخوانی دارند.
خوشبختانه همانند شماره های پیشین بازی دارای مدی به نام Challenge of Olympus است که بازیباز می تواند بعد از پایان بازی در آن بخش به بازی بپردازد. اگر می خواهید به بهترین شکل ممکن سری GoW را به اتمام برسانید به شما توصیه می کنم حتماً God of War Collection را تهیه کرده و پیش از شروع قسمت سوم به انجام آن بپردازید. در نهایت باید گفت GoW3 پایانی شایسته، به یادماندنی و البته مبهم و پرسش برانگیز برای حماسه ای است که سال ها پیش شاهد آغاز آن روی کنسول PS2 بودیم.
منبع: نشریه بازی رایانه شماره 35

/ 0 نظر / 9 بازدید