شاگردی که برای انتقام آمد

ساخت این اثر 4 سال به طول انجامید و بسیاری از طرفداران مشتاق (از جمله نگارنده) بی صبرانه منتظر آن بودند . به یاد دارم که پیش نمایش قسمت اول توسط دوست خوبم یاشار ذوالفقاریان نوشته شد. در آن مقاله وی به این موضوع اشاره کرد که سال ها پیش مجموعه بزرگ جنگ های ستاره ای توسط جوانی با استعداد به نام جورج لوکاس (George lucas) خلق شد. متاسفانه در آن زمان دوست خوبم به علت های نامشخص نتوانست به موضوع بسیار مهم تری اشاره کند: لوکاس به علت علاقه شدید به Darth Vader همانند یک جدای خوب شروع به کار کرد؛ اما در نهایت به سمت سیاهی هدایت شد و یک تنها امپراطری لوکاس را به نابودی کشاند. ساخت سه گانه اول سری SW که به هیچ وجه در حد نام و نشان این سری نبود، نابودکردن یک تنه سری ایندینا جونز با ساخت قسمت چهارم و در نهایت اخراج استعدادهایی چون ران گیلبرت، تیم شفر و ... از استدیوی Lucas Arts را می توان از جمله خرابکاری های بزرگ لوکاس دانست. در زمان ساخت THE FORCE UNLEASHED (FU) جورج لوکاس اعلام کرد برای اولین بار بر ساخت یکی از بازی های استدیوی خود به صورت مستقیم نظارت خواهد کرد و مطمئناً هر کسی می تواند حدس بزند که نتیجه کار چه خواهد شد!! (مثلاً شخصیت جونو تنها به خاطر اصرار لوکاس به فهرست شخصیت های FU اضافه شد تا بار احساسی داستان بالاتر رود!) FU اثر بسیار جاه طلبانه ای بود؛ اما به هیچ وجه نتوانست در سطح انتظارها ظاهر شود و از حد یک بازی نسبتا خوب بالاتر نرفت. گیم پلی خسته کننده و استفاده نادرست از ایده های جالب بازی و طراحی مراحل نه چندان جذاب را می توان به عنوان بزرگ ترین مشکلات قسمت اول به شمار آورد. خوشبختانه تیم نویسندگی در سطح خوبی ظاهر شدند و هر چند داستان بازی به هیچ وجه در سطح سه فیلم اول نبود، اما در مقابل سه گانه جدید SW دست کمی از یک اثر اسکاری نداشت! این بار FU2 قرار است بدون نظارت جناب لوکاس ساخته شود و خوشبختانه به نظر می رسد با یک بازی بهبود یافته از لحاظ گیم پلی و سیاه تر از لحاظ داستانی رو به رو هستیم.
معرفی FU2 باعث تعجب تمامی طرفداران سری شد، زیرا قرار است شخصیت اصلی همچنان استارکیلر (starkiller) باشد.
شاگرد مخفی Darth vader (DV) که در پایان بازی با وجود شکست استادش توسط حمله ناجوانمردانه Emperor palpatine کشته می شود؛ اما با این فداکاری موجبات فرار سناتور اورگانا (senator organa) و کوتا (kota) را فراهم می کند و این گونه تشکیلات Rebel Alliance تاسیس می شود (یکی از جالب و در عین حال بزرگترین نکات داستانی بازی). البته پایان دیگری هم در بازی وجود داشت که به شما اجازه می داد با از بین بردن کوتا و سناتو اورگانا به یک Sith تبدیل شوید و به جای DV را پر کنید. با این وجود پایان اول به عنوان پایان اصلی بازی یاد شده و داستان FU2 هم قرار نیست پایان نسخه اول را نادیده بگیرد. داستان FU2 شش ماه پس از رخدادهای نسخه اول به وقوع می پیوندند و این در حالی است که استار کیلر از هویت خویش بی خبر است. وی فکر می کند یک کلون است و احتمال این را می دهد که هر لحظه دیوانه شود. هر چند استارکیلر به دنبال انتقام است؛ اما هدف اصلی اش پیدا کردن معشوقه اش جونو (Juno) است که در شماره پیش، از مرگ استارکیلر واقعی باخبر شده بود. هیچ کس حتی شخصیت اصلی بازی هم از هویت واقعی اش باخبر نیست و همین موضوع باعث می شود شاهد یک داستان قوی از FU2 باشیم. برعکس شماره گذشته که تلاش می کرد رخدادهای ناگفته بین قسمت های سوم و چهارم (حد فاصل پایان Revenge of the sith و آغاز A New Hope) سری SW را روایت می کند و طرفداران از حوادثی چون تشکیل Alliance و فرزند خواندگی استار کیلر توسط DV آگاه شوند؛ این شماره قرار است داستان دیگری را روایت کند. داستان FU2 شش ماه پس از رخدادهای قسمت اول و یک سال پیش از A New Hope به وقوع می پیوندد و این بار بازیبازها با یک داستان کاملا شخصی مواجه خواهند شد. طبق گفته سازندگان داستان FU2 بسیار سیاه تر و جدی تر از شماره پیشین است و در اینجا استارکیلر می خواهد به درون شخصیت اش نفوذ کند و در همین حال به دنبال جونز نیز خواهد بود. وی به همین خاطر سفری بلند را آغاز می کند و در این راه با افرادی چون استاد یودا (Master Yoda) رو به رو می شود. سفر استارکیلر بی خطر نخواهد بود زیرا پس از فرارش از سیاره کامینو (Kamino ، سیاره آبی رنگی که محل اصلی کلون سازی در دنیای SW است)، DV قصد شکارش را دارد و به همین خاطر بوبافت (Boba Fett) بزرگ ترین جایزه بگیر سیاره را مامور کرد وی را از بین ببرد. بوبافت و بودا نقش هایی بسیار مهمی در پیشروی داستان دارند و برعکس شماره پیشین داستان بین دو شخصیت DV و استارکیلر تقسیم نشده است.
همان طور که گفته شد DV، بوبافت را مامور شکار استارکیلر کرده و به همین خاطر تمامی ارتش خود را در اختیار گذاشته است. بوبا فت نقشه پلیدتری درز سر دارد و می داند گروگان گرفتن جونو راهکار ساده تری برای دست یابی به استارکیلر است. از سوی دیگر یودا آموزگاری بزرگ است که باعث می شود استارکیلر خود را بشناسد. یکی از نکات جالب این که استارکیلر به سیاره Dagobah سفر می کند تا با هویت خویش آشنا شود و این گونه است که با یودا ملاقات می کند (لوک اسکای واکر شخصیت اصلی سری SW و پسرDV در قسمت پنجم - The Empire Strikes Back- به همین سیاره سفر می کند تا خودش را بهتر بشناسد و اینگونه وی و یودا هم پیمان می شوند) طبق گفته های کارگردان FU2، بازیباز با چندین صحنه این چنینی رو به رو خواهید شد که خاطره های فراوانی را برایش زنده می کند.

دردسر در LucasArts

بسته شدن یک استدی یا اخراج اعضای آن، این روزها بیش از این که عجیب باشد به یک سنت عادی تبدیل شده و دیگر کمتر کسی با شنیدن خبر بسته شدن یک استدیوی نگون بخت شگفت زده می شود. با این وجود تقریبا ناممکن است استدویی بدون دلیل و با وجود وضعیت خوب مالی دست به اخراج کارکنان خود بزند یا ساخت چندین بازی را متوقف کند. اما در این مورد نیز استدیو LucasArts خودنمایی می کند و باعث شگفتی بسیار می شود. این موضوع زمانی آغاز می شود که دَرِل رُدریگرز (Darrell Rodriguez) پس از دو سال کار از سمت خود (مدیر استدیوی هنرهای لوکاس) استعفا می دهد و در این بین چند نفر از اعضای قدیمی این استدیو نیز با وی همراه می شوند. مدتی بعد پائل میگان (paul Meegan) با تجربه که مدیر بخش چین Epic بوده و در استدیوهایی چون Ubisoft Shanghai و Ubisoft Monteal کار کرده به عنوان مدیر جدید استدیو معرفی می شود. با این وجود تصمیم هایی که وی تا اینجا کار گرفته بسیار متاثر کننده بوده است. چندی پیش هایدن بلک من تهیه کننده اصلی Fu2 استعفا داد و همین عامل باعث نگرانی های بسیاری بین طرفداران شد. بلک من نویسنده چیره دستی بود که داستان قسمت اول را نوشته بود و به مدت 13 سال در استدیویی LucasArts مشغول به کار بود. استعفای وی مطمئناً خبر خوشی به حساب نمی آمد. چندی پیش سایت Kotaku خبرهایی ناراحت کننده از یک منبع ناآشنا دریافت کرد که تمامی این رخدادها را توضیح می داد. طبق گفته های این منبع تمامی این مشکل ها با ورود میگان آغاز شده و وی تنها پس از یک ماه کار بازی Fu3 را که در مرحله پیش تولید بوده، کنسل کرده و قرار است تعداد زیادی از اعضای تیم FU2 پس از عرضه بازی اخراج شوند. در سوی دیگر پروژه محرمانه این استدیو متوقف شده و دیگر قرار نیست این استدیو به هیچ یک از استدیوهای بیرونی اجازه دهد IP های این کمپانی را گسترش دهند. بنابراین Old Republic آخرین بازی ای است که خارج از این استدیو ساخته شده و دیگر شاهد سری بازی های LEGO star wars و LEGO Indiana Jones نخواهیم بود.
متاسفانه تصمیم های میگان بیش از این که به نفع این استدیو باشد به ضرر آن ها است و متاسفانه بیش از اندازه احمقانه به نظر می رسد و حتی کسانی که تنها خبرهای دنیای بازی را دنبال می کنند، می توانند متوجه این موضوع شوند. به طور مثال قسمت اول FU به عنوان پرفروش ترین بازی این استدیو طی سالیان سال شناخته می شود که بیش از 7 میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است.
این که چرا پرسودترین بازی این استدیو کنسل شده است، واقعا جای پرسش دارد؟ از سوی دیگر استدیو LucasArts کارکنان بسیار زیادی ندارد و نمی تواند تمامی بازی های خود را به صورت داخلی تولید کند. مگر این که دست به استخدام افراد جدید و دایرکردن استدیوهای تازه بزند.
اکنون این پرسش پیش می آید که چرا مدیریت جدید دست به اخراج کارکنان اصلی خود زده است؟ به نظر می رسد جورج لوکاس قصد دارد به عنوان بدترین مدیر تاریخ صنعت سرگرمی انتخاب شود؛ زیرا کارهای یک دهه اخیر وی بسیار ناامید کننده است و به نظر می رسد وی شانس زیادی برای برنده شدن در رقابت سه جانبه منفورترین مدیر که بین وی، تامس راثمن (Thomas Rothman، مدیر استدیوی فاکس) و بابی کاتیک (Bobby kotick، مدیر کمپانی Activision) در حال برگزاری است، دارد!!!

استفاده از تمامی پتانسیل

هر چند در خلال ساخت نسخه اول گفته های زیادی مبنی بر منحصر به فرد بودن سیستم مبارزه های بازی از طرف سازندگان بیان شد؛ اما تقریبا نیمی از بازیبازهای حرفه ای می دانستند که این حرف و حدیث ها تنها جنبه ی تبلیغاتی دارد و هسته اصلی گیم پلی بازی برگرفته از یکی از آثار کلاسیک است. بسیار یاز شما Midway ناشر بزرگ و البته ورشکست شده صنعت بازی را به یاد دارید. ناشری که عمده شهرتش ره به خاطر ساخت و نشر بازی های بزرگی چون Mortal Kombat ، Nare,spy Hunter و NBA Jam روی کنسول های 8 و 16 بیتی به دست آورد و اگر سری پولساز MK وجود نداشت باید مدت ها پیش اعلام ورشکستگی می کرد. یکی از بازیهای زیبای این شرکت که دست بر قضا نتوانست به موفقیت تجاری دست یابد psi-ops: The Mindgate conspiracy نام داشت که بعدها بازی های بسیاری از آن الگو گرفتند (به طور مثال هلگاست ها سری Killzone بیش از اندازه به دشمنان این بازی شبیه بودند) شخصیت اصلی PSI-Ops سربازی به نام Nick Seryer بود که می توانست از طریق ذهنش اشیای مختلف را جابجا و آن ها را نابود کند. ایده بلندکردن اشیا واشخاص بزرگترین میراث این بازی بود که بعدها در سری FU دیده شد. با این وجود FU نتوانست آن طور که باید از قابلیت هایش استفاده کند. قابلیت ذهنی استارکیلر تنها در اوایل بازی لذت بخش بود و پس از کمی پیشروی، دیگر جذابیتی نداشت زیرا با قوی تر و بزرگ تر شدن دشمنان بازیباز می توانست از طریق ذهنی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد و مجبور می شد با شمشیر و قابلیت های نوری با آن ها مبارزه کند. خوشبختانه هر قدر جورج لوکاس سخنان طرفداران را نشنیده می گیرد و هر روز دست به خراب کاری جدیدی می زند (از سری کارتون: Star wars: The clone wars) به عنوان آخرین دسته گل وی یاد می شود!)؛ سازندگان در استدیو Lucas Arts کاملا به حرف های طرفداران گوش داده اند و اکنون سیستم مبارزه های بازی بسیار پیشرفت کرده است. طبق گفته های تهیه کننده ارشد بازی، هیدن بلک من (Haden Blackman) تیم سازنده، سیستم مبارزه های بازی را دوباره بازنویسی کرده و به همین خاطر طرفداران این بازی با سیستم پیشرفته ی روبرو خواهند شد. علاوه بر این هوش مصنوعی بازی هم از نو نوشته شده و مبارزه ها این بار در عین جذاب بودن، مشکل تر نیز هستند.
منبع: بازی رایانه (ش38)

/ 0 نظر / 32 بازدید