Call of Duty: Black Ops

سطح انتظاری که IW در ذهن طرفداران سری پدید آورد کار را برای دیگر شرکت بسیار سخت کرد؛ حتی اگر آن شرکت سازنده ی عنوان خوبی مثل (WaW) World at War باشد!
(BO) Black Ops را از لحاظ داستان می توان قوی ترین عنوان در سری دانست که نه تنها از سناریویی زیبا و پیچیده بهره می برد، بلکه با روندی درگیر کننده و تاثیرگذار بر گیم پلی تجربه ای جدید را رقم می زند. بازی از جایی شروع می شود که الکس میسن (Alex Mason) روی یک صندلی بسته شده و عده ای با سوالات بیشمار خود را احاطه کرده اند. مهمترین چیزی که بازپرس ها از میسن می خواهند اطلاعاتی در مورد ایستگاهی است که تعدادی عدد از آنجا منتشر می شود. میسن ظاهراً چیزی از مکان ایستگاه به خاطر نمی آورد، اما با بازگویی خاطرات خود در سال های 1961 تا 1968 بازیباز را وارد یک جنگ بسیار خطرناک و پرماجرا می کند. BO از لحاظ داستانی نشان می دهد که با هیچ کس و هیچ چیز شوخی ندارد، چه بسا که اولین ماموریت بازی کشتن فیدل کاسترو (رییس جمهوری سابق و رهبر انقلاب کوبا) است و حتی در ادامه و با ورود شخصیت های سرشناش تر مانند جان اف کندی (رییس جمهور ترور شده ی آمریکا) بازی بیشتر رنگ واقعیت به خود می گیرد. البته حضور شخصیت های واقعی در دنیای بازی ها اصلاً چیز جدیدی نیست ولی به جرأت می توان گفت هیچ کدام از نمونه های قبلی جسارت BO را در خود نداشته اند. بازی تا حدی جسورانه و با جدیت عمل می کند که شخصیت بازی دستور قتل دراگویچ را مستقیماً از جان اف کندی دریافت می کند. اگرچه جسارت موجود در بازی قابل تحسین است اما هنوز هم نمی توان با عامل سیاسی کردن بازی کنار آمد و هنوز هم باید ادعا که دنیای بازی ها و سیاست دو مقوله ی جدا از دیدگاه سیاسی، مذهبی، فکری و... خاصی را در بازی اعمال کنند). اما جدا از بحث های حاشیه ای BO یک داستان کاملاً سینمایی را ارائه می دهد. میسن به دلیل شستشوهای مغزی ای که رویش صورت گرفته به بیماری اختلال تجزیه ی هویت (Dissociative identity disorder) مبتلا است تا این بیماری کل بازی و مرحله های آن را تحت الشعاع خود قرار داده و حتی عنصر غافلگیری را هم با پایان بازی اضافه کند! جالب اینجاست که با وجود چنین پیچیدگی هایی در داستان بازی، Treyarch باز هم کم نقص (نمیگویم بی نقص) عمل کرده است و در کمتر قسمتی می توان از داستان بازی و روایت آن ایراد گرفت.
(BO) Black Ops بازیباز را با خود به دوران جنگ سرد می برد تا این عامل روی گیم پلی بازی تأثیر زیادی بگذارد. مبارزات بازی با وجود زیبایی های ذاتی، از نقص هایی هم رنج می برد و لذت و هیجانی که در مبارزات MW2 بود را در خود ندارد. البته شاید مقایسه ی بازی با MW2 به عقیده ی خیلی ها صحیح نباشد (به دلیل یکی نبودن سازنده ها) اما به هر حال بازی دنباله ی 2MW به شمار می رود و از آن انتظار می رود راه عنوان قبلی را در جهت پیشرفت دنبال کند. تفاوت هایی که در کنترل این بازی MW2 وجود دارد زیاد نیستند، اما همین تعداد کم تأثیری منفی در گیم پلی بازی گذاشته است. به عنوان مثال سیستم هدف گیری بازی دقت عناوین قبلی را ندارد و در مبارزه ها تعداد گلوله هایی که به خطا می روند افزایش یافته است. انیمیشن دویدن شخصیت بازی تغییر زیادی نداشته است، با این وجود حس سنگینیِ خاصی که در دویدن MW2 بود در BO دیده نمی شود. البته این مورد تنها در برابر عنوانی مثل MW2 ایراد به شمار می رود و کنترل BO نسبت به بازی های دیگر اول شخص بسیار خوب و دقیق کار شده است. از این مورد هم نباید صرف نظر کرد که بازی در جنگ سرد جریان دارد و معماری قدیمی تر سلاح ها و شبیه سازی هایی که روی آن ها صورت گرفته، تأثیر خاص خود را روی کنترل، سیستم تیراندازی و حتی دویدن شخصیت بازی گذاشته است.
مرحله هایی از بازی که در ویتنام انجام می شوند، دقیقاً مرحله های WaW را در ذهن تداعی می کند. البته این بار از تم خاکستری WaW خبری نیست اما ظاهر کلی مبارزه ها، مانند نحوه ی مبارزه دشمنان و کنترل بازی، شباهت زیادی به WaW دارد. بزرگ ترین مشکل بازی در این مراحل و دیگر مرحله های بازی هوش مصنوعی پر از ایراد یارهای خودی و دشمنان است که تا حد زیادی از شدت هیجان بازی کم می کند. دشمنان مانند سربازی که در یک مسیر خاص کوک شده باشد حرکت می کنند و هیچ حرکت غافلگیرکننده ای از خود نشان نمی دهند. اکثر آنها فقط به سمت شما می دوند و کاری با استراتژی به کار رفته توسط شما و حتی یارهای خودی ندارند. جدا از مسیرهای اسکریپت شده و تکراری ای که همیشه انتخاب می کنند گاهی حرکاتی انجام می دهند که موجب تعجب بازیباز می شود. این مشکلات در مورد یارهای خودی حادتر هم می شود! اول از همه فکرِ تکیه بر توان جنگی یارهایتان را از سر بیرون کنید چرا که تقریباً بود و نبودشان با هم فرقی نمی کند! حتی وجود NPCهای مهم بازی مانند وودز (Woods) در کنار شما هم تاثیر خاصی بر مبارزات نمی گذارد و تنها باید به قدرت خودتان تکیه کنید. بارها پیش می آید که یارهایتان در هنگام تیراندازی بی حرکت (Freeze) شوند! اگرچه این افراد در اکثر اوقات از شما جا می مانند و ممکن است کلاً فراموش کنید افرادی هم با شما همراه هستند. با تمام این موارد و با وجود این که بازی های Treyarch همواره از لحاظ هوش مصنوعی مشکل داشته اند، می توان BO را ضعیف ترین عنوان سری در المان هوش مصنوعی دانست تا این عامل بدترین ضربه ی ممکن را به گیم پلی بازی از لحاظ هوش مصنوعی عاری از نقص بود جذابیت و زیبایی گیم پلی بارها افزایش می یافت. خوشبختانه بازی علی رغم برخی مشکلات مزایای زیادی هم دارد. به عنوان مثال تنوع مراحل و مأموریت ها در بازی به طور هنرمندانه ای رعایت شده است. بازی در لوکیشن های مختلفی انجام می شود و هر مرحله تم و حال و هوای خاص خود را دارد، به طوری که گیم پلی بازی در هر مرحله تغییراتی در خود می بیند. به عنوان مثال مرحله ای که در ابتدای آن به ترور دراگویچ (Dragovich) می روید حال و هوای مخفی کاری دارد و از طرف دیگر مرحله ای که در کشتی صورت می گیرد، با وجود شباهت به مرحله ی ابتدایی MW از سرعت بیشتری برخوردار است و مشکل تر می شود. در راستای تنوع بخشی به گیم پلی بازی و ایجاد نوآوری، Treyarch بخش هایی در بازی تدارک دیده است که باید سوار بر هلی کوپتر و قایق با دشمنان خود مبارزه کنید. این بخش ها بسیار خوب از آب درآمده اند و کنترل این وسائل قابل قبول است. جدا از این موارد، مشاهده ی دنیای جنگ (آن هم در یکی از عناوین COD) از یک نمای دیگر لذت خاصی را در بر دارد.

هدایت جت

از جمله ویژگی های خاص و جدید بازی قابلیت مشاهده ی مبارزات از دیدگاه های متفاوت است. در تصویری که مشاهده می کنید شما به عنوان خلبان یک جت جاسوسی SR-71 می بایست به یارهایتان که در زمین مستقر هستند دستور پیشروی بدهید و آن ها را از حضور دشمن ها باخبر سازید. با این که این مرحله تا حدودی قربانی هوش مصنوعی ناپایدار دشمنان شده است و همین عامل ارزش تکرار آن را از بین برده، اما به واسطه ی تغییر کنترل بازی از خلبان جت به یکی از افراد گروه مستقر در زمین، لحظاتی به یادماندنی در سری را رقم می زند. این مرحله جدا از ارزش هنری بالایی که دارد، جزو مرحله هایی است که جنگ را از زاویه ای دیگر هم به بازیباز معرفی می کند و می توان گفت که Treyarch این کار را به بهترین نحو ممکن انجام داده است.

زامبی ها در دوران جنگ سرد

اما نکته ی قابل توجه برای علاقه مندان، وجود یک بخش 4 نفره ی زامبی کشی است که برای اولین بار در WaW معرفی شد. مبارزه برای زنده ماندن علیه دسته های بی پایان زامبی ها هنوز هم می تواند هیجان و سرگرمی بالایی داشته باشد. در این مود نقشه ها و شخصیت های قابل بازی طنزی عجیب را به مراحل اضافه کرده اند. با این وجود این مود دقیقاً همانی است که در WaW هم وجود داشت و سازنده ها بدون این که کار بزرگی انجام دهند، همان اصول قبلی را در اینجا هم پیاده کرده اند. اگرچه این مود هنوز هم هیجان بسیار بالایی دارد و می تواند 4 بازیباز را به صورت Co-Op به هم وصل کرده و ساعت ها سرگرم کند، اما نکته ای که نمی توان از آن صرف نظر کرد اینست که این بخش از بازی، بازیبازها را در قالب چهار شخصیت سیاسی جان اف کندی، فیدل کاسترو، ریچارد نیکسون و رابرت مک نامار قرار می دهند!

گیم پلی در خدمت داستان

در اکثر بازی های اول شخص (بدون اغراق) این داستان بازی است که در خدمت گیم پلی قرار می گیرد اما در BO قضیه کاملاً فرق می کند. در اینجا این داستان بازی است که شما را به نقاط مختلفی می برد و گیم پلی را زیر سایه ی خود قرار می دهد. مراحل بازی را می توان داستان محور دانست که از ابتدای مرحله تا پایان آن شما را در جریان اتفاقات اطرافتان قرار می دهد. داستان بازی حتی در مبارزه ها هم جریان دارد، به طوری که بسیاری از دیالوگ های کلیدی بازی در میانه ی مبارزه و توسط NPCها بیان می شود (به عنوان مثال دیالوگ های کلارک در مرحله ی Numbers). با این حال سازنده ها در بعضی مرحله ها خلاف این اصل عمل کرده اند تا بازیباز را در سرگردانی محض فرو ببرند. به عنوان مثال مرحله ی Khe Sanh از جمله مراحلی است که تأثیر زیادی در داستان ندارد و بازیباز بدون دانستن هدف این مرحله وارد آن می شود.
بخش آنلاین از اولین نسخه Call of Duty همیشه همراه بازی بوده است و طی سال ها دچار تغییرهای عمده ای شده است. تغییر خط زمانی بازی از جنگ جهانی به جنگ های مدرن، مهم ترین تغییر بازی بوده که کمی باعث به هم خوردن تعادل بازی شده بود. متعادل ترین عنوان در سری CoD بدون شک CoD2 است که به خاطر وجود اسلحه ها با سرعت شلیک پایین، یکی از بهترین تجربه های چند نفره در سری CoD رقم خورد. این توازن توسط CoD4 و به دلیل وجود اسلحه های مدرن با قدرت شلیک بالا، بُرد بسیار زیاد و اضافه شدن Perkهای مختلف شکسته شد. اما با وجود Mod Tools پس از مدتی مادهایی مانند 4Pam و Promodlive برای بازی ساخته شدند که با حذف Perkها و اسلحه های نامتعارف که برای یک بازی چندنفره چندان جالب به نظر نمی رسید، کمک شایانی به برقراری دوباره تعادل در بازی کردند. پس از آن با عرضه CoD:World at War استدیوی Treyarch ثابت کرد که می تواند یک بازی آنلاین با مشکلات کم را روانه بازار کند. سال پیش MW2 علیرغم فروش بسیار عالی به خاطر حذف سرورهای اختصاصی (Dedicated Server) و Mod Tools عملاً شانس خود را برای جانشینی CoD4 در مسابقه هاس رسمی از دست داد؛ گرچه این عنوان در بین عموم بازیبازها از محبوبیت خاصی برخوردار است. بدون شک CoD4 سلطان بی چون چرای بازی های شوتر اول شخص آنلاین است که به صورت حرفه ای توسط تیم های بزرگ دنیا پیگیری می شود. اما پایه های این سلطنت پس از 3 سال کمی لرزان به نظر می رسد، چون Black Ops بدون شک یکی از بزرگ ترین رقیب ها برای این بازی به شمار می رود. وجود سرورهای اختصاصی و ارایه Mod Tools در آینده، از نقاط قوت بازی است. همچنین حضور تیم Raven Software در این پروژه بیش از پیش بر این احتمال موفقیت آن می افزاید؛ چرا که بخش چند نفره بازی توسط این شرکت طراحی و پیاده سازی شده و Treyarch دخل و تصرف بسیار اندکی در آن داشته است. پس از 3 سال انتظار دقیقاً تجربه ای ناب مانند CoD4 در انتظار بازیباز خواهد بود. پیرو چندین عنوان گذشته، Black Ops نیز از سیستم کسب مرتبه (Level) استفاده می کند؛ اما برای بازی کردن، سه سرور در نظر گرفته شده است. نوع اول سرورهای Ranked هستند که با بازی کردن در آن ها بازیباز می تواند با دریافت Experience به درجه های بالاتر برسد. دومین سرور، Unranked است که در واقع توسط بازیبازهای دیگر ایجاد شده اند و هیچ نوع سیستم کسب مرتبه در آن ها وجود ندارد. سومین سرور، Wager است که به نوعی حالت شرط بندی دارد که در ادامه به توضیح کامل آن خواهیم پرداخت. مادهای مختلف دقیقاً مانند CoD4 و شامل Free for All, Team death Macth, Search & Destroy, Capture The Flag, Domination, Headquarters و Demolition هستند. تمامی این مادها حالت Hardcore نیز دارند که در آن HUD کاملاً حذف می شود و با پایین آمدن میزان سلامتی تعداد گلوله کمتری برای از پای درآوردن دشمنان نیاز است. بخش Perkها تفاوت خاصی نسبت به MW2 ندارد و برای کمی تازه به نظر رسیدن جای بعضی از Perkها با هم عوض شده و کماکان Perkهای اعصاب خردکنی مانند Second Chance و Ninja در بازی وجود ندارد که شاید تمامی بازیبازها آرزوی حذف آن ها داشته باشند! نکته جدیدی که در بخش چندنفره وجود دارد این است که دیگر تنها رسیدن به مرتبه های بالا برای آزاد شدن اسلحه ها و امکانات دیگر کافی نیست و در بازی واحد پولی به اسم CoD Points وجود دارد که از این ایده برای خرید اسلحه ها، امکانات و Perkها استفاده می شود. CoD Point یک ایده بسیار عالی و کم نقص به نظر می رسد و به واقع جذابیت بازی را چندین برابر کرده است. این ایده رنگ و لعاب جدیدی به بخش Challenge بخشیده که کمتر کسی به آن توجهی می کرد و در کنار آن باعث به وجود آمدن قسمت قراردادها (Contracts) و نوع جدیدی از مسابقه ها به نام Wager شده است. قسمت Challenge همانند گذشته بیشتر مربوط به اسلحه های مختلف است که هر اسلحه شامل دو Challenge می شود که در صورت کامل شدن مقداری Experience در اختیار بازیباز قرار می گیرد. قراردادها که یکی از ایده های جدید بازی است برای به دست آوردن CoD Point طراحی شده است. بازیباز می تواند 3 قرارداد به صورت همزمان انتخاب کند که این قراردادها بیشتر شامل رسیدن به تعداد خاصی امتیاز با یک اسلحه خاص یا پیروز شدن در نوع خاصی مسابقه می شوند. برای خرید قرارداد باید مقداری CoD Point صرف کرد و در صورت کامل کردن قرارداد چندین برابر مبلغ اولیه CoD Point به بازیباز داده می شود. هر قرارداد پس از انتخاب باید در مدت زمانی خاصی کامل شود که این زمان از چندین ساعت تا یک روز متغیر است و در صورت کامل نشدن قرارداد در زمان مشخص، CoD Point به بازیباز داده نمی شود و در واقع CoD Point ابتدایی که برای قرار داد صرف شده بود، هدر می رود. این مورد باعث می شود بازیباز با دقت بیشتر قراردادها را انتخاب کند که جذابیت این بخش را افزایش داده است.
همان طور که اشاره شد نوع جدیدی از مسابقه ها در Black Ops وجود دارد به نام Wager. بزرگ ترین عامل استقبال شدید بازیبازها از این نوع مسابقه، مادهای جدید و بسیار مفرح آن است. همچنین بازیباز می تواند با کمی دقت CoD Pointهای خود را در مدت کمی چند برابر کند. سرورهای این نوع مسابقه ها به صورت 6 نفره است و تا وقتی 6 نفر در سرور حضور نداشته باشند، بازی شروع نخواهد شد. برای ورود به این سرورها از بازیباز CoD Point 500 گرفته می شود و در صورتی که بازیباز بتواند در 3 رتبه اول قرار گیرد، CoD Pointهایش بسته به رتبه اش، حداقل 2 و حداکثر 3 برابر افزایش می یابد. این مورد باعث می شود تا دقت و هیجان در این مسابقه ها به اوج خود برسد. این نوع مسابقه ها مادهای مختلف و مخصوص به خود را دارد که کاملاً متفاوت از سرورهای Ranked و Unranked است. مادهای مختلف بازی از لحاظ استفاده از اسلحه ها و Perkها محدود شده اند و بازیباز نمی تواند اسلحه مورد نظر خود را در این مادها انتخاب کند و فقط باید با اسلحه در اختیار گذاشته شده توسط آن ماد مخصوص، بازی را ادامه دهد. این مورد بازی را بسیار لذت بخش کرده و حس رقابت را بسیار افزایش داده است.
اولین ماد One In The Chamber نام دارد که در آن بازیباز یک کلت با تنها یک گلوله در اختیار دارد. در صورتی که تیر بازیباز به خطا رفت تنها راه کسب امتیاز استفاده از چاقو است. در صورتی که بازیباز یکی از حریفان را از پا درآورد یک تیر به دست می آورد. این ماد به دقت و توجه بسیاری نیاز دارد و علاوه بر این نکات قدرت نشانه گیری بازیباز را نیز به چالش می کشد. ماد بعدی Gun Game نام دارد که در آن بازی با یک کلت شروع می شود که تعداد تیرهای آن نامحدود است. بازیباز با کسب امتیاز و از پا درآوردن یک حریف اسلحه بعدی را به دست می آورد و این روند تا آن جا ادامه می یابد که بازیباز همه 20 اسلحه را آزاد کند و اولین نفری که به این مهم دست یابد به عنوان نفر اول شناخته خواهد شد. این ماد نیاز چندانی به دقت و توجه ندارد اما هیجان و سرعت در جای جای آن دیده می شود؛ به صورتی که بازیباز را بسیار به وجد خواهد آورد. ماد بعدی Stick & Stones نام دارد که در آن بازیباز فقط توانا به استفاده از Crossbow و Ballistic Knife خواهد بود. این ماد به شدت نیاز به تجربه بالا در استفاده از Crossbow دارد به صورتی که اگر نشانه گیری بازیباز با Crossbow در سطح بالایی نباشد، بدون شک جایگاهی بهتر از رتبه آخر نصیبش نخواهد شد. این ماد نسبت به مادهای دیگر کندتر به نظر می رسد و شلیک هایی که بارها به خطا می رود، می تواند اعصاب بازیباز را به هم بریزد. آخرین ماد Sharpshooter است که در آن هر 30 ثانیه اسلحه های تمامی بازیکنان تعویض می شوند و در این مدت بازیباز باید بتواند بیشترین امتیاز را با استفاده از اسلحه های مختلف به دست بیاورد. در مدتی که اسلحه در اختیار بازیباز قرار دارد کسب امتیاز باعث می شود تا Perkهای خاصی به صورت خودکار آزاد شود و با عوض شدن اسلحه ها Perk به حالت اولیه خود بازمی گردد. در این مسابقه دقت و جایگیری مناسب حرف اول و آخر را می زند. بازیباز باید بتواند با کمترین مقدار مهمات دشمن را از پا درآورد و به سرعت مکان دشمن بعدی را تشخیص داده و به سراغ امتیاز بعدی برود. این ماد برای تقویت قدرت نشانه گیری و تیراندازی به بهترین شکل تمرین خوبی به نظر می رسد. در تمامی مادهای اشاره شده یک جریمه بسیار سنگین وجود دارد! بازیباز با هر امتیازی، اگر توسط چاقو کشته شود، به قعر جدول سقوط خواهد کرد و همه امتیازهایش گرفته خواهد شد. این مورد باعث می شود بازیباز حواس خود را بسیار جمع کرده و هرگز پشت سرش را فراموش نکند.
طراحی نقشه ها در بازی بسیار عالی و کم نقص انجام شده است. دیگر مانند MW2 همه نقشه ها فقط مربوط به ماد TDM نیستند. نقشه های مختلفی وجود دارد که قابلیت انجام Planهای تاکتیکی به صورت بالقوه در آن ها مشاهده می شود. این نکته به تنهایی می تواند سلطه چند ساله CoD4 را به چالش بکشاند. توازن قدرت اسلحه ها و تعادل استفاده از Attackmentهای اسلحه ها و همچنین متعادل شدن Kill Streakها، این بازی را از خیلی جهت ها به CoD4 نزدیک کرده است. دیگر نکته مثبت بخش چند نفره، قسمت Community است که بازیباز می تواند بازی های گذشته خود را در آن مشاهده کرده و با دوستان خود به اشتراک بگذارد و دیگران نیز می تواند به این فایل ها امتیاز بدهند.
نسخه PC بازی از مشکلات بسیاری رنج می برد، از جمله سرعت فریم بسیار پایین، عدم ثبات سرعت فریم، مشکل قطع و وصل شدن صدای پس زمینه و چندین مشکل ناشناخته دیگر است. Treyarch تاکنون Patch3 برای بازی عرضه کرده که بعضی از مشکلات را حل کرده اند؛ اما همه برخی نیز باقی مانده اند.
در نگاه کلی Black Ops بیشتر از حد انتظارها ظاهر شده و به خوبی به همگان نشان داد که می توان بخش چندنفره سری بازی های CoD را از منجلاب تکراری شدن بیرون کشید. مادهای جدید، اسلحه های تازه و سیستم جدید CoD Point جذابیت بازی را چند برابر کرده اند. درست است که Black Ops در حال حاضر از لحاظ Performance مشکلات زیادی دارد؛ اما با برطرف شدن این مشکلات و انتشار Mod Tools و با توجه به طراحی بسیار عالی نقشه ها و توزان برقرار شده میان اسلحه ها و Perkها، می تواند رقیبی بسیار جدی برای شاهکار Infinity Ward یعنی Call of Duty 4 باشد.
گرافیک بازی با این که در مجموع پیشرفت خوبی داشته است اما متأسفانه از تعدادی باگ و ضعف فنی (به خصوص در ویرایش PC) رنج می برد. اول از همه این که بازی نسبت به عناوین قبلی به شدت سنگین شده و روی سیستم های متوسط به پایین خوب اجرا نمی شود. اگر سیستم High-End دارید و بازی با بیشتر از 40 فریم برایتان اجرا نشد اصلاً تعجب نکنید چون این اتفاق برای خیلی ها رخ داده است. از طرف دیگر در خود بازی باگ های زیادی وجود دارد. جدا از این مسائل، Draw Distance بازی پیشرفت بسیاری داشته است و همچنین انیمیشن چهره ی شخصیت ها طبیعی تر شده، اما انیمیشن های بدن آن ها کمتر طبیعی از آب درآمده است. افکت های سطح آب قابل قبول و افکت های انفجار فوق العاده کار شده است. صدای انفجارها بسیار طبیعی از آب درآمده و خوشبختانه مانند تمام عناوین COD صدای دیگر ادوات جنگی و محیطی قابل قبول و راضی کننده انجام شده است. اما نکته ی قابل توجه در مورد صداپیشگی شخصیت ها استفاده از هنرپیشه های مطرح هالیوود مانند سم ورتینگتون (Sam Worthington)، اد هریس (Ed Harris) و گری اُلدمن (Gary Oldman) بوده که به جرأت می توان گفت سم ور تینگتون یکی از بهترین و باحس ترین دوبله های دنیای بازی های ویدئویی را در BO و در قالب شخصیت میسن ارائه داده است.
در مجموع BO را می توان بهترین اثر Treyarch تاکنون دانست که بر رکن داستان تکیه کرده است. اگر شما هم مانند من به داستان بازی بیشتر از دیگر موارد اهمیت می دهید BO بهترین تجربه ی سری برایتان خواهد بود ولی اگر تنها گیم پلی برایتان اهمیت دارد ممکن است از بازی لذت کمتری ببرید، ولی مهم این است که در همه صورت بازی لذت بخش خواهد بود!

مزایا

روایت بسیار زیبا و پیچیده و تأثیر آن بر گیم پلی بازی، تنوع مراحل و مبارزات؛ کنترل وسائل جنگی، صداپیشگی عالی؛ یک عنوان پر تنش سینمایی

معایب

هوش مصنوعی پر ایراد؛ باگ ها و برخی مشکلات فنی در گرافیک
منبع: نشریه بازی رایانه، شماره 40.

/ 0 نظر / 27 بازدید